سیزده بدر یا روز عشق
روز سیزده فروردین بود سام و سارا دوقلوهای بیست ساله به همراه خانواده به طبیعت رفتند تا این روز را در کنار هم سپری کنند در راه می گفتند و می خندیدند پدر از خاطرات جوانی اش می گفت که چگونه سبزه را گره می زد تا به همسر ایده آلش برسد ؟مادر را خطاب قرار می داد تو کجا و چگونه سبز گره زده که مرا اسیر و شیفته خود کردی؟ می خندیدند انگار در دنیا غمی وجود ندارد…